قلاج. [ ق ُل ْ لا ] ( ترکی، اِ ) به زور کشیدن کمان. ( آنندراج ). ناظم الاطباء به تخفیف لام ضبط کرده و معنی کند: کشش کمان به زور و قوت. ( ناظم الاطباء ). || مقدار درازی هر دو دست. ( آنندراج ):
چون پنجه به قلاج زدی سوی کمانها.طغرا ( از آنندراج ).|| در تداول، پک سخت به قلیان و جز آن زدن.
(قَ ) (اِ. ) کلاغ، قلاغ.
۱. کشش کمان به زور، به زور کشیدن زه کمان.
۲. امتداد و مقدار درازی هر دو دست.
۳. پک سخت و ممتد که به چپق بزنند و دود را حلقه وار از دهان بیرون دهند.
( اسم ) ۱ - کشش کمان بزور و قوت ۲ - واحد طول معادل درازی هر دو دست باع باز ۳ - پک ممتد بچپق و مشتوک سیگار.
کلاغ، قلاغ.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اطراف منطقه را کوههای قلاجه و پیوان از شمال و شمال غرب و کوههای کتفیفگ.
💡 ز دست عشق کی جستهست تا جهد دل من به قبض عشق بود قبضه قلاجوری
💡 کنونه حال و منش طبع و کوفشان نساج جشان بود گز درزی ارش بود قلاج
💡 رودخانه الوند از کوههای قلاجه و دالاهو واقع در غرب استان کرمانشاه سرچشمه میگیرد. الوند در ۳۲ کیلومتری شرق دشت ذهاب و در شمال ریجاب در مکان سراب اسکندر با این نام شروع به جریان میکند. در ادامه رود قسلان نیز بدان میپیوندد و از روستای پیران عبور میکند. الوند از میانهٔ شهرهای سرپل ذهاب و قصر شیرین میگذرد و در زندگی مردم این شهرها اهمیت بسیاری دارد.
💡 طبع در مدح تو زه کرده کمانی که از آن کس به بازوی فصاحت نکشد یک قلاج
💡 بجای نماز اندر آن قعر تنگ زدم بیمحابا دو قلاج بنگ