قربوس

لغت نامه دهخدا

قربوس. [ ق َ رَ ] ( معرب، اِ ) کوهه زین. و ساکن نگردد جز در ضرورت. ج، قرابیس. ( منتهی الارب ). بر وزن محسوس [ کذا ]، کوهه زین اسب را گویند، و آن بلندی پیش زین اسب است. و با بای فارسی هم آمده است و به ضم اول نیز دیده شده. ( برهان ).

فرهنگ معین

(قَ ) [ ع. ] (اِ. ) کوة زین.

فرهنگ عمید

کوهۀ زین، برآمدگی جلو و عقب زین، زین کوهه.

فرهنگ فارسی

کوهه زین، بر آمدگی جلووعقب زین، قرابیس جمع
( اسم ) کوهه زین زین کوهه جمع قرابیس.

ویکی واژه

کوة زین.

جمله سازی با قربوس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بند کن آن رشه به قربوسِ زین جفت بزن از سرِ زین بر زمین

💡 مانا که از کمندش برقربوس ز البرز کرده آون ثعبانرا

💡 اوفتاد از بهر آن فلک فلاح بر سر قربوس زین ذوالجناح

محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز