قرایح

مترادف‌ها

خصلت‌ها، طبیعت‌ها، ویژگی‌ها

فرهنگ معین

(قَ یِ ) [ ع. قرائح ] (اِ. ) جِ قریحه.

فرهنگ عمید

= قریحه

فرهنگ فارسی

جمع قریحه
( اسم ) ۱ - طبیعت طبع ۲ - ادراک اندر یافت ۳ - طبع شعر و نویسندگی: تا کسوتی زیبنده از دست باف قریحه خویش درو پوشم.جمع: قرایح ( قرائح ) قریحه خراشیدن. ( مصدر ) بقریحه خود فشار آوردن: متکلفی خاطر رنجانیده است و قریحت خراشیده.

ویکی واژه

قرائح
جِ قریحه.

جمله سازی با قرایح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 قرایح همه همچون رویه نامطبوع طبایع همه همچون قریحه ناموزون

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران