قرار دادن. [ ق َ دَ ] ( مص مرکب ) برقرار کردن. || ثابت نمودن. || استوار کردن. ( ناظم الاطباء ):
ساز طرب ها کنون که نیّر اعظم
داد به برج حمل قرار مکان را.واله هروی ( از آنندراج ). || آرام دادن:
نیست آرامم بجز ابروی یار
میدهم خود را به شمشیرش قرار.ملامفید بلخی ( از آنندراج ). || تمام کردن. ( ناظم الاطباء ). || عهد و شرط کردن. ( ناظم الاطباء ). عهد داشتن:
فارغم از گله با خویش قراری دارم
نیست امید مرا با تو وفا کار مرا.ظهوری ( از آنندراج ).|| قول دادن. ( ناظم الاطباء ):
زلفین سیاه تو به دلداری عشاق
دادند قراری و ببردند قرارم.حافظ.|| ختم عمل کردن. || بطور محکم حکم کردن. ( ناظم الاطباء ).
( ~. دَ ) [ ع - فا. ] (مص م. ) ۱ - برقرار کردن. ۲ - آرام دادن.
( مصدر ) ۱ - جای دادن اسکان ۲ - برقرار کردن ثابت کردن ۳ - استوار کردن ۴ - آرام دادن ۵ - تمام کردن ختم کردن ۶ - عهد کردن شرط بستن ۷ - قول دادن.
posare
💡 شایعاتی مبنی بر استتفاده سرویس مخفی ایالات متحده از استینگر برای حفاظت از رئیسجمهور بودهاست؛ که هیچگاه از طرف آنان تکذیب نشده است. هر چند در صورت وقوع حمله این سازمان مایل به به کارگیری طرحهایی چون انتقال رئیسجمهور به یک مکان امن است تا هدف قراردادن هواپیما و احتمالاً کشتن افراد بیگناه.
💡 پولگرایی مشخصا در اوایل دهه ۱۹۸۰ بسیار تأثیرگذار بود اما زمانیکه بانکهای مرکزی هدف قراردادن عرضه پول به جای نرخ بهره را که یکی از توصیههای پولگرایان بود مشکل دیدند، محبوبیت خود را از دست داد. همچنین در عرصه سیاست نیز پولگرایی، زمانیکه بانکهای مرکزی برای کاهش تورم دست به ایجاد رکود زدند، محبوبیت خود را از دست داد.
💡 در نظریه ایدئالیسم یا لیبرالیسم ارتباطات بینالملل به عنوان وسیلهای برای کنار هم قراردادن ملتها و به عنوان قدرتی که به سازمانهای بینالمللی در انجام خدمات خود به جامعهٔ جهانی کمک میکند، نگریسته میشود. از این دیدگاه، ارتباطات با ایدهآلترین شکل آن به عنوان زمینهساز درک متقابل میان ملتها و صلح مورد توجه قرار میگیرد.