لغت نامه دهخدا
قافله زن. [ ف ِ ل َ / ل ِزَ ] ( نف مرکب ) دزد قافله. قاطعالطریق:
قافله زن یاسمن و گل بهم
قافیه گو قمری و بلبل بهم.نظامی.
قافله زن. [ ف ِ ل َ / ل ِزَ ] ( نف مرکب ) دزد قافله. قاطعالطریق:
قافله زن یاسمن و گل بهم
قافیه گو قمری و بلبل بهم.نظامی.
( ~. زَ ) [ ع - فا. ] (ص فا. )راهزن، دزد.
( صفت ) دزد قافله قاطع الطریق.
راهزن، دزد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یا که بکوه اندرند فرقهٔی از اهرمن یا نه بروم آمده است قافله زنگبار