قافله زن
لغت نامه دهخدا
قافله زن. [ ف ِ ل َ / ل ِزَ ] ( نف مرکب ) دزد قافله. قاطعالطریق:
قافله زن یاسمن و گل بهم
قافیه گو قمری و بلبل بهم.نظامی.
فرهنگ معین
( ~. زَ ) [ ع - فا. ] (ص فا. )راهزن، دزد.
فرهنگ فارسی
( صفت ) دزد قافله قاطع الطریق.
ویکی واژه
راهزن، دزد.
جمله سازی با قافله زن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 یا که بکوه اندرند فرقهٔی از اهرمن یا نه بروم آمده است قافله زنگبار
💡 در داستانهای قدیمی، نقش قافله زن در مدیریت کالاهای حمل شده و مراقبت از امنیت مسیر در طول سفرهای طولانی بسیار مهم بود.
💡 آن قافله زن با تجربهای که از سالها سفر دشوار در بیابانهای بیپناه داشت، توانست به خوبی گروه خود را از طوفان نجات دهد.
💡 روایتهای تاریخی نشان میدهند که گاهی یک قافله زن هوشمند میتواند با مدیریت صحیح، از بروز بحرانهای بزرگ در مسیر تجارت جلوگیری کند.