فرهنگ معین
( ~. یَّ ) [ ع. ] (مص جع. ) قاطع بودن، با قدرت عمل کردن.
( ~. یَّ ) [ ع. ] (مص جع. ) قاطع بودن، با قدرت عمل کردن.
قاطع بودن، با قدرت عمل کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از این رو، بسیاری از بازاریابان بر انجام بازاریابی آنلاین تصمیم گرفتهاند، که میتواند نتایج را با اثربخشی و قاطعیت بیشتری مشخص کرد، که در تصمیمگیری بسیار مؤثر است.
💡 باشگاه خبرنگاران جوان نام این جزیره را که قدمتی به مدت صدها سال دارد آریایی یا جزیره آریانا میداند و ایران شکایت دارد که به دلیل غفلت دولت ایران از زمان قاجار تا به اکنون، توسط امارات اشغال شدهاست. ایران ادعای پس گرفتن این جزیره را تا احقاق حق با قاطعیت دنبال میکند.
💡 وی از اردیبهشت ۱۳۵۹ با حکم رئیسجمهور وقت ابوالحسن بنیصدر سرپرست کمیته مبارزه با مواد مخدر شد و به محاکمه و اعدام کسانی که در قاچاق و توزیع مواد مخدر دست داشتند پرداخت. او که به دلیل قاطعیت فوقالعاده نسبت به معتادان و قاچاقچیان معروف شده بود در دی همان سال استعفا داد. البته او به بهانه مواد مخدر، افرادی را که ضدانقلاب میدانسته اعدام میکردهاست.
💡 ارتش شاهنشاهی ایران در سرکوب گروهکهای تجزیه طلب موفقیت چشمگیری داشت. در زمان رضاشاه ارتش توانست شیخ خزعل و سیمیتقو را از بین ببرد. در زمان محمدرضاشاه ارتش با قاطعیت تمام در جریان غائله آذربایجان به حکومت خلق آذربایجان و جمهوری مهاباد پایان داد.
💡 ... من در سفر بودم که خبر آخرین گرفتاری «مرد» [اشارهاست به دکتر مظفر بقایی کرمانی] را شنیدم و بلافاصله به چند نفری که در اتاقم نشسته بودند، گفتم: «کارش تمام شد!.»، و با قاطعیت برایشان استدلال کردم که مردی که من میشناسم از این هردم بیلهائی نیست که بشود گریمش کرد و پشت تلویزیون آوردش و به خوردم، نخوردمش انداخت.