لغت نامه دهخدا
قاضی الحاجات. [ ضِل ْ ] ( ع ص مرکب ) برآورنده نیازها. || ( اِخ ) نامی از نامهای خدای تعالی. رجوع به قاضی حاجات شود.
قاضی الحاجات. [ ضِل ْ ] ( ع ص مرکب ) برآورنده نیازها. || ( اِخ ) نامی از نامهای خدای تعالی. رجوع به قاضی حاجات شود.
(یُ لْ ) [ ع. ] (ص. ) برآورندة نیازها، نامی است از نام های خدای تعالی.
۱. برآورندۀ حاجت ها و نیازها.
۲. از نام ها و صفات خداوند.
بر آورنده نیازهای نامی است از نامهای هدای تعالی.
بر آورنده نیاز ها نامی از نامهای خدایتعالی.
برآورندة نیازها، نامی است از نامهای خدای تعالی.
💡 امّا هر که به خداوند -تعالی- راه داند، از خلق حاجت نخواهد؛ که حاجت به خلق دلیل بی معرفتی بود؛ که اگر به قاضی الحاجات عالمستی، از چون خویشتنی حاجت نخواهدی. «إستغاثةُ المخلوقِ کأستغاثةِ المَسْجونِ إلی المَسْجونِ.»
💡 من به پیش قاضی الحاجات بر اقرار خویش مصطفا و مرتضا هر دو گواه آوردهام
💡 شد آنکه وقت مناجات شیخ از حق دور بنعره خواست همی قرب قاضی الحاجات