لغت نامه دهخدا
قاب عکس. [ ب ِ ع َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) از قاب ترکی به معنی ظرف + عکس. چارچوبی که عکس در وی گیرند.
قاب عکس. [ ب ِ ع َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) از قاب ترکی به معنی ظرف + عکس. چارچوبی که عکس در وی گیرند.
از قاب ترکی بمعنی ظرف و عکس. چار چوبی که عکس در وی قرار گیرند.
قاب عکس یک سجاف زینتی برای یک نگاره، نظیر نقاشی یا عکس است، که به منظور ارتقا، نمایش ساده تر، یا حفاظت از آن تهیه می شود.
cornice
💡 نام آن آفتاب مشک نقاب عکس آبست در میان شراب
💡 شعر را چون آیینه ای میبیند که هرکه بر آن نگاه کند تصویر خودش را میبیند نه مانند قاب عکس که مخاطب تصویر شاعر را در آن میبیند.