لغت نامه دهخدا
فواتح. [ ف َ ت ِ] ( ع اِ ) ج ِ فاتحة. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
- فواتح سُوَر؛ کلماتی که سوره های قرآن به آنها آغاز شود، مانند: یس،الم، صم، کهیعص و... ( از یادداشتهای مؤلف ). اوائل السور. ( فرهنگ فارسی معین ).
فواتح. [ ف َ ت ِ] ( ع اِ ) ج ِ فاتحة. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
- فواتح سُوَر؛ کلماتی که سوره های قرآن به آنها آغاز شود، مانند: یس،الم، صم، کهیعص و... ( از یادداشتهای مؤلف ). اوائل السور. ( فرهنگ فارسی معین ).
(فَ تِ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ فاتحه.
= فاتحه
جمع فاتحه
( اسم ) جمع فاتحه. یا فواتح سور. اویل سوره های قر آن اوائل السور.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و فی روایة اخری قال (ص): انی اعطیت سورة البقرة من الذکر الاول و اعطیت طه و الطواسین من الواح موسی علیه السلام و اعطیت فواتح الکتاب و خواتیم البقرة من تحت العرش و المفصّل نافلة.
💡 مقصود تو بودی از فواتح مطلوب تو بودی از خواتیم