فلذ

لغت نامه دهخدا

فلذ. [ ف َ ] ( ع اِ، مص ) بخشش بی درنگ و بی وعده یا عطای بسیار یا بخشش یکبار. ( منتهی الارب ). در اقرب الموارد به معنی مصدری ضبط شده است.
فلذ. [ ف ِ ] ( ع اِ ) جگر شتر. ج، افلاذ. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
فلذ. [ ف ِ ل َ ] ( ع اِ ) ج ِ فلذة. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به فلذة شود.

فرهنگ معین

(فَ ) [ ع. ] (مص م. ) جدا کردن پاره ای از مال برای کسی.
(فِ ) [ ع. ] (اِ. ) جگر شتر، جگر.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - جگر شتر ۲ - جگر جمع: افلاذ.
جمع فلذ

ویکی واژه

جدا کردن پاره‌ای از مال برای کسی.
جگر شتر، جگر.

جمله سازی با فلذ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 إِنَّهُ ظَنَّ أَنْ لَنْ یَحُورَ ای لا یرجع بعد الممات ای الحیاة و «انّه» غیر راجع الی ربّه و الی الآخرة، فلذلک کان یعمل بالمعاصی. ثمّ قال: «بلی» ای لیس الامر کما «ظنّ» بل «یحور» الینا و یبعث إِنَّ رَبَّهُ کانَ بِهِ بَصِیراً ای عالما قبل ان یخلقه «انّ» مرجعه الیه فیجازیه علی اعماله.

💡 «أَمْ لَمْ یَعْرِفُوا رَسُولَهُمْ» بالصّدق و الامانة قبل اظهار الدعوة فیورث ذلک تهمة فی حاله و ریبة فی امره، «فَهُمْ لَهُ مُنْکِرُونَ» ای فلذلک انکروه فلم یؤمنوا به.

💡 روی ان موسی ع قال یا رب کیف استطاع آدم ان یؤدّی شکر ما اجریت علیه من نعمک، خلقته بیدک و اسجدت له ملائکتک و اسکنته جنتک، فاوحی اللَّه عز و جل الیه ان آدم علم ان ذلک منی و من عندی فلذلک شکره‌

💡 مقاتل این یک وجه اختیار کرد، گفت: «لا تُدْرِکُهُ الْأَبْصارُ» فی الدنیا، ای لا تراه و هو یری فی الآخرة: قال النبیّ (ص): «انکم سترون ربّکم کما ترون القمر لیلة البدر، لا تضامّون فی رؤیته»، و عن الحسین بن واقد عن مطر، انّه قال: قضی اللَّه انّه لا یراه احد فی الدنیا، لأن من رآه لم یمت، و یرونه فی الآخرة، فلذلک لا یموتون.

💡 «یُسَبِّحُونَ اللَّیْلَ وَ النَّهارَ» ینزهون اللَّه عن الولد و الزوجة و الشریک و عمّا لا یلیق به علی الدوام، «لا یَفْتُرُونَ» ای لا یضعفون عنه، و قیل لا یفترون ای لا یشغلهم عن التسبیح رسالة، و یجری التسبیح منهم مجری النفس منّا لا یشغلنا عن النفس شی‌ء فلذلک تسبیحهم دائم.

قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز