فصاد

لغت نامه دهخدا

فصاد. [ ف ِ ] ( ع مص ) رگ زدن. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). فصد. رجوع به فصد شود.
فصاد. [ ف َص ْ صا ] ( از ع، ص ) آنکه رگ کسان را فصد کند. رگزن. ( فرهنگ فارسی معین ). مبالغت در فصد. وزن فعال از این ریشه در لغت عربی رایج نیست:
فصاد بود صبح که قیفال شب گشاد
خورشید طشت خون و مه عید نشترش.خاقانی.ده انگشت چنگی چوفصاد بددل
که رگ جوید از ترس و لرزان نماید.خاقانی.کوزه فصاد گشت سینه او بهر آنک
موضع هر مبضع است بر سر شریان او.خاقانی.زند بر هر رگی فصاد صد نیش
ولی دستش بلرزد بر رگ خویش.نظامی.ترسم ای فصاد اگر فصدم کنی
نیش را ناگاه بر لیلی زنی.مولوی.

فرهنگ معین

(فَ صّ ) [ ع. ] (اِ. ) رگ زن، کسی که کارش رگ زدن و خون گرفتن است.

فرهنگ عمید

رگ زن.

فرهنگ فارسی

رگزن، کسی که دیگری رارگ بزندوازبدن اوخون کم کند، آنکه پیشه اش رگ زدن وخون گرفتن باشد
( صفت اسم ) آنکه رگ کسان را فصد کند رگزن.
آن که رگ کسان را فصد کند رگزن.

ویکی واژه

رگ زن، کسی که کارش رگ زدن و خون گرفتن

جمله سازی با فصاد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دل خونین من از طعنه زاهد می دید آنچه از نشتر فصاد بیند قیفال

💡 زند بر هر رگی فصاد صد نیش ولی دستش بلرزد بر رگ خویش

💡 آن کس که بد نگفته، بترس از زبان او پرهیز کن ز نشتر فصاد بی وقوف

💡 نیش فصاد اجل پیکان اوست کو همه رگ‌های جان خواهد گشاد

💡 تب از بدنش راه‌گریزی می‌جست فصاد جهاند از ره نیشترش

💡 من بیمار چنان زار شدم کز تن من هیچ فصاد بخون تر نکند نشتر خویش

طلایی یعنی چه؟
طلایی یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز