لغت نامه دهخدا
فستیوال. [ ف ِ ] ( فرانسوی، اِ ) جشنی بزرگ توأم با موسیقی. || سلسله نمایشهای مربوط به یک هنر یا یک هنرپیشه. ( فرهنگ فارسی معین ).
فستیوال. [ ف ِ ] ( فرانسوی، اِ ) جشنی بزرگ توأم با موسیقی. || سلسله نمایشهای مربوط به یک هنر یا یک هنرپیشه. ( فرهنگ فارسی معین ).
(فِ ) [ فر. ] (اِ. ) جشنواره.
مراسم بزرگ فرهنگی، هنری، یا علمی که برای تجلیل از فرد یا حادثه ای یا معرفی آثار هنری یا پیشرفت های علمی برگزار می شود، جشنواره.
جشن ومهمانی بزرگ باسازو آواز، جشن بزرگ برای نمایش دادن آثارهنری، جشنواره
( اسم ) ۱ - جشنی بزرگ توام با موسیقی ۲ - سلسله نمایشهای مربوط بیک هنر یا یک هنرپیشه.
رجوع شود به:جشنواره
💡 این آهنگ در ست لیست تور منشوری کیتی قرار دارد و در بیبیسی وان فستیوال هم همراه با آهنگهای دیگر اجرا شد.
💡 این فستیوال فرهنگی همه ساله در فصل بهار در ماه مارس در آستین، تگزاس برگزار میگردد.
💡 حضور در بخش مسابقه فستیوال بینالمللی فیلم خارکف در کشور اکراین سبتامبر ۲۱۰۷
💡 سال ۲۰۱۵ سال خوبی برای او بود. بازیش در «ساعت سه میرویم» اثر ژرمی بونلبا و «کاپریس» اثر امانوئل موره مورد توجه قرار گرفت.با او همچنین در نقش مارگریت در «مارگریت و ژولیان» اثر والری دونزلی به رقابت جشنواره فیلم کن ۲۰۱۵ راه پیدا کرد. در دسامبر همان سال به عنوان عضو هیأت داوران فستیوال بینالمللی فیلمهای کوتاه مراکش به ریاست یوآخیم لوفاسه درآمد.
💡 این فستیوال فرهنگی در سال ۱۹۷۶ تأسیس گردید و همه ساله از طریق پخش مستقیم شبکههای عمومی همچون پی بی اس به آمریکاییان عرضه میگردد.
💡 علاوه بر اینها، واتکینز در چند فیلم بالیوودی بازی کرده، درامز مینوازد، از سال ۲۰۱۲ به آموختن «زبان اشاره استرالیایی» مشغول بوده و در سال ۲۰۰۹ میلادی، ملکهٔ «فستیوال گرنی اسمیت» لقب گرفت.