فریاد خواستن

لغت نامه دهخدا

فریاد خواستن. [ ف َرْ خوا / خا ت َ ] ( مص مرکب ) استغاثه. مدد خواستن. استمداد کردن. ( از یادداشتهای مؤلف ): به ملک سند کس فرستادند و فریادخواستند و گفتند که سپاه عرب آمد. ( تاریخ بلعمی ).
سوی آسمان سر برآورد راست
ز دادار آنگاه فریاد خواست.فردوسی.دست به استادم زد و فریادخواست. ( تاریخ بیهقی ). به عجز خویش معترف گرد و فریاد خواه. ( تذکرة الاولیاء ).

فرهنگ معین

( ~. خا تَ ) (مص ل. ) داد خواستن، کمک خواستن.

فرهنگ فارسی

یاری خواستن داد خواستن استغاثه.

ویکی واژه

داد خواستن، کمک خواستن.

جمله سازی با فریاد خواستن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ذوالنّون مصری گوید صبر فریاد خواستن بود بخدای تعالی.

ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
مأوا یعنی چه؟
مأوا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز