فرورو

فرهنگستان زبان و ادب

{subducting} [زمین شناسی] حالت صفحۀ اقیانوسی که به زیر صفحۀ دیگر رانده می شود

ویکی واژه

حالت صفحۀ اقیانوسی که به زیر صفحۀ دیگر رانده می‏شود.

جمله سازی با فرورو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خمش باش و در این حیرت فرورو بهل اسرار را کاسرار اینست

💡 آفتاب آفتابم آفتابا تو برو در چه مغرب فرورو باش در زندان من

💡 گر سبکی کند دلم خنده زنی که هین بپر چونک به خود فروروم طعنه زنی که لنگری

💡 بگفت اگر بگذارم برآ به کوه بلند وگر نه قعر فرورو چو لنگر مشدود

💡 فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن خمش و آب فرورو سمک بحر وفایی