فرو آمدن

لغت نامه دهخدا

( فروآمدن ) فروآمدن. [ ف ُ م َ دَ ] ( مص مرکب ) فروافتادن و ریخته شدن خانه و دیوار. ( آنندراج ). پایین آمدن و افتادن:
بسنگ آسیا ماند بگردش
فروآید همی چون سنگ بر سر.ناصرخسرو.کدام دیده به روی تو باز شد همه عمر
که آب دیده به رویش فرونمی آید.سعدی. || پایین آمدن سر به کنایت از احترام و تعظیم یا سازش و موافقت:
به این هفت هیکل که دارد سپهر
سرم هم فروناید از راه مهر.نظامی. || سازگار شدن.درساختن:
ترا سری است که با ما فرونمی آید
مرا دلی که صبوری از او نمی آید.سعدی.|| ماندن. پیاده شدن. منزل کردن: از جیحون گذر کرد و بر ساحل قطان فروآمد. ( ترجمه تاریخ یمینی ). || فروآمدن به چیزی؛ میل کردن بدان. ( آنندراج ).

فرهنگ معین

( فرو آمدن ) ( فُ. مَ دَ )(مص ل. )۱ - پایین آمدن. ۲ - به منزل کسی وارد شدن.

فرهنگ عمید

( فروآمدن ) ۱. پایین آمدن، به زیر آمدن.
۲. اتراق کردن.

فرهنگ فارسی

( فرو آمدن ) فرو افتادن و ریخته شدن خانه و دیوار.

ویکی واژه

پایین آمدن.
به منزل کسی وارد شدن.

جمله سازی با فرو آمدن

💡 و یعقوب از بهر آن می‌گفت که او را در خواب نموده بودند که یعقوب بر سر کوه ایستاده بود و یوسف در میان وادی و ده گرگ بقصد وی گرد وی در آمده، یعقوب خواست تا فرو آید و او را از ایشان برهاند، راه فرو آمدن نبود و دستش بدان نرسید، گفتا چون نومید گشتم گرگ مهین را دیدم که یوسف را در حمایت خویش گرفت از دیگران، آن گه زمین را دیدم که از هم باز شد و یوسف بآن شکاف در شد و بعد از سه روز از آنجا بیرون آمد.

💡 قوله تعالی: وَ إِلهُکُمْ إِلهٌ واحِدٌ... الآیة... ابو صالح روایت کرد از ابن عباس، که این آیت و سورة الاخلاص بیکبار فرو آمدند.

💡 پس از آنجا برفت رسول خدا تا ببدر فرو آمد و کافران و مشرکان مکّه از آن جانب آمدند و ببدر فرو آمدند. هفدهم ماه رمضان و آن جنگ بدر رفت چنان که در قصه است.

💡 چون این آیت فرو آمد براء عازب میگوید که از حجّة الوداع باز گشته بودیم. رسول خدا و یاران در موضعی فرو آمدند که آن را غدیر خم میگفتند. آنجا بزیر درخت فرو آمدند، و رسول بفرمود تا ندا کردند که: الصلاة جامعة، و رسول خدا دست علی (ع) گرفت، و گفت: «ا لست اولی بالمؤمنین من انفسهم؟» فقالوا: بلی یا رسول اللَّه.

ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز