لغت نامه دهخدا
فردر. [ ف َ دَ ] ( اِ مرکب ) چوب بزرگ گنده ای باشد که در پس در کوچه نهند تا در گشوده نگردد. ( برهان ). فرادر. فردره. ( حاشیه برهان چ معین ). فرادر. فروند. فداوند. فردروند.فردرد. فردره. فدوند. رجوع به فدوند و فدرنگ شود.
فردر. [ ف َ دَ ] ( اِ مرکب ) چوب بزرگ گنده ای باشد که در پس در کوچه نهند تا در گشوده نگردد. ( برهان ). فرادر. فردره. ( حاشیه برهان چ معین ). فرادر. فروند. فداوند. فردروند.فردرد. فردره. فدوند. رجوع به فدوند و فدرنگ شود.
(فَ رْ دَ ) (اِ. ) = فردرد: چوبی که پشت در می انداختند تا در باز نشود.
چوبی که برای جلوگیری از باز شدن در، پشت آن قرار می دادند، کلون.
فردرد: چوبی که پشت در میانداختند تا در باز نشود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کاروان عمر رانعل سفردرآتش است ایستادن چشم ازین سیلاب رفتاران مدار
💡 مورگنشترن در گرلیتز، امپراتوری آلمان متولد شد. مشهور است که مادرش دختر نامشروع فردریش سوم، امپراتور آلمان بود. او در وین رشد کرد،
💡 آلبرت فردریش آرماند هوبر، در فریبورگ متولد شد و در یک خانواده مذهبی پروتستان رشد کرد.
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به باشگاه فوتبال شفیلد یونایتد، باشگاه فوتبال یورک سیتی، باشگاه فوتبال فردریکستاد، و باشگاه فوتبال بوده/گلیمت اشاره کرد.
💡 ادگار لانگه پدر فردریک لانگه نقاش و پل لانگه سیاستمدار بود. برادرش ژان نیز یک سوسیالیست فعال و از اعضای مجلس نمایندگان فرانسه بود.