فرهنگ معین
(فَ رُّ. پِ ) (ص مر. ) خوش قدم.
(فَ رُّ. پِ ) (ص مر. ) خوش قدم.
خجسته پی، خوش قدم.
خوش قدم جسته پای میمون مبارک.
اسم: فرخ پی (پسر) (فارسی) (تلفظ: f.-pey) (فارسی: فرّخپي) (انگلیسی: farrokh-pey)
معنی: نیک بخت و کامروا، ( در قدیم ) ( به مجاز ) خوش قدم و خوش یمن
خوش قدم.
💡 شاد باش ای وزیر فرخ پی دل به شادی و خرمی پرداز
💡 بدو گفت فرخ پی و روز تو همان اختر گیتی افروز تو
💡 از آن آن که ایدون خوش و خرّمست که با فرّ فرخ پی آدمست
💡 ابر و باد ار نبود توسن فرخ پی شه از چه پیماید کوه و کند از بحرگذر
💡 مَجْدِ دولت سرِ میران و بزرگان عَجَم تاج دین سرور فرخ پی فرخنده لقا
💡 که این اختران گرچه فرخ پیند ز نافرخی نیز خالی نیند