فراخ آستین

لغت نامه دهخدا

( فراخ آستین ) فراخ آستین. [ ف َ ] ( ص مرکب ) جوانمرد و صاحب همت و کریم و بخشنده. ( برهان ) ( آنندراج ):
فراخ آستین شو کز آن سبز شاخ
فتدمیوه در آستین فراخ.نظامی.رجوع به فراخ شود.

فرهنگ معین

( فراخ آستین ) ( ~. خú ) (ص مر. ) کنایه از: بخشنده، جوانمرد.

فرهنگ عمید

( فراخ آستین ) بخشنده، سخی، کریم، جوانمرد: فراخ آستین شو کز این سبزشاخ / فتد میوه در آستین فراخ (نظامی۶: ۱۰۹۲ ).

فرهنگ فارسی

( فراخ آستین ) ( صفت ) جوانمرد صاحب همت کریم.

ویکی واژه

کنایه از: بخشنده، جوانمرد.

جمله سازی با فراخ آستین

💡 به این تنگدستان ز ارباب حال لباس فراخ آستین مانده است

💡 ره فقر پیموده با پای لنگ فراخ آستین بوده با دست تنگ

💡 با این ترس فراخ آستین و بیم فراخته آستان به خواست بار خدا امروز یا فردا دوستان را سر بر در و رخ در پای خواهم سود، مرغ دست آموز به سنگی از گوشه بام نخیزد، خو بسته مهر به طپانچه و دشنام از دوست باز نایستد، فرد:

💡 دامان سایلان فراخ آستین درد در کیسه کرم چو کند دست درفشان

غوطه‌وری یعنی چه؟
غوطه‌وری یعنی چه؟
فل یعنی چه؟
فل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز