لغت نامه دهخدا
فاوا. ( ص ) شرمنده و رسوا. ( برهان ):
بس که بخشد کف تو درّ و گهر
بحر شرمنده گشته و فاوا.عمعق بخاری.|| ( اِ ) شرمندگی و رسوایی. ( برهان ).
فاوا. ( ص ) شرمنده و رسوا. ( برهان ):
بس که بخشد کف تو درّ و گهر
بحر شرمنده گشته و فاوا.عمعق بخاری.|| ( اِ ) شرمندگی و رسوایی. ( برهان ).
۱. شرمنده: بس که بخشد کف تو دُرّ و گهر / بحر شرمنده گشته و فاوا (عمعق: ۱۹۵ ).
۲. رسوا.
شرمنده و رسوا.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فناوری اطلاعات و ارتباطات (فاوا) به مجموعهٔ امکانات سختافزاری، نرمافزاری، شبکه ای، و ارتباطی به منظور دستیابی مطلوب به اطلاعات گفته میشود. شاید پیدایش و استفاده از سیستمهای تلویزیونی دیجیتال اصلیترین دلیل ایجاد رشتهای به نام فناوری اطلاعات و رسانه باشد، البته این رشته در دو گروه فنی و مهندسی و برنامه سازی شکل گرفتهاست.
💡 الحاج ابوبکر تفاوا بالوا, اولین نخستوزیر نیجریه پس از استقلال از انگلستان بود که پس از او این سمت منحل شد.
💡 این شرکت در دو سال پیاپی موفق به کسب رتبه نخست اپراتوری در جشنواره فاوا و در چهارسال متوالی موفق به دریافت گواهینامه ملی حمایت از حقوق مصرفکنندگان شدهاست.
💡 سردار سرتیپ پاسدار محمد آقاکیشی معاونت فاوا ستاد کل نیروهای مسلح