فرهنگ معین
(فِ ئُ ) [ فر. ] (اِ. ) نک فئودالیته.
(فِ ئُ ) [ فر. ] (اِ. ) نک فئودالیته.
۱. نظام اجتماعی اروپا در قرون وسطی که در آن مالکان بزرگ صاحب زمین های وسیع بودند و کشاورزان و رعایای وابسته به زمین برای آن ها کار می کردند.
۲. نظام ارباب و رعیتی در ایران و آسیای میانه.
( اسم ) حکومت ملوک الطوائفی حکومت مالکان عمده و اشرف.
نک فئودالیته.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در ظرف سه قرن این نظام به صورت منظم تری درآمد. بسیاری از مورخان معتقدند که این نظام مخصوص همان دورهٔ خاص از تاریخ اروپاست و نباید آن را در جوامع دیگر جستجو کرد ولی برخی به خاطر پارهای از شباهتها، بهخصوص مسئلهٔ پراکندگی قدرت و به وجود آمدن اربابهای محلی، اصطلاح فئودالیسم را برای کشورها و محلهای دیگر نیز به کار بردهاند.
💡 در ابتدای دورهٔ فئودالیسم تیولها موروثی نبودند اما در اواخر دورهٔ فئودالیسم معمولاً تیول به ارث میرسید. وارث دستنشانده میبایست شکلی از مالیات بر ارث را که «عوض» نامیده میشد به اربابش میپرداخت. این عوض ممکن بود به میزان درآمد یکسالهٔ آن تیول باشد. در مورد دستنشاندههایی که بدون وارث از دنیا میرفتند، ارباب هرطور که شایسته میدانست در مورد تیول آنها تصمیم میگرفت.