غیو

لغت نامه دهخدا

غیو. [ وْ ] ( اِ ) آواز و صدای بلند. ( فرهنگ جهانگیری ). آواز و صدای بلند و رسا. ( برهان قاطع ). مخفف غریو است و غو نیز گویند. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). غیه. ( برهان قاطع ). خروش:
یکی از جای برجستم چنان شیر بیابانی
و غیوی برزدم چون شیر بر روباه درغانی.ابوالعباسی.بسحرگاهان ناگاهان آواز کلنگ
راست چون غیو کشد صفدر در کردوس.منوچهری ( از انجمن آرا ) ( آنندراج ).صدمت صور و غیو تو گه جنگ
هر دو همره چو رنگ با ارتنگ.سنایی ( از فرهنگ جهانگیری ) ( نظام ).

فرهنگ معین

(غِ ) (اِ. ) آواز بلند.

فرهنگ عمید

غریو، بانگ بلند، فریاد.

فرهنگ فارسی

غو، غریو، بانگ بلند
( اسم ) آواز بلند صدای بلند غریو.

ویکی واژه

آواز بلند.

جمله سازی با غیو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یار غیور است و نیست نام و نشانی ز غیر دم مزنید از مسیح عذر بخواه از عزیر

💡 او شاهد حضرتست و حق نیک غیور هر چشم که بسته گشت از آن میدانم

💡 بنور روی تو پیش از بروز بتوان دید جمال صورت کامن پس حجاب غیوب

💡 ابن حسام تا نشوی ملتغت به غیر پرهیز کن ز آتش قهر غیور او

💡 روز از خجلت بکاه آنجا که شب مهمان شدی گر غیوری شیوه شمع سحرگاهی گزین

ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
آبشش یعنی چه؟
آبشش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز