غذای
مترادفها
خوراک، طعام، روزی
فرهنگ فارسی
خوراک، خوردنی، خورش، آنچه خورده شود، مادهای که به نموجسم کمک کندوانرژی لازم برای بدن بوجودبیاورددرفارسی غذاتلفظمیشود
جمله سازی با غذای
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دهن خویش مکن باز به دریا صائب که غذای صدف از در ثمین می باشد
💡 نیست ممکن سر به جیب خامشی دزدم چو شمع تا نسازم پیکر خود را غذای سوختن
💡 بر شهد لب یارزدم دستی و چون شمع گردیدم غذایم سر انگشت مکیدن
💡 جانی که غذای اهل معنی ست زنهار به کون خر مده بیش
💡 چو شمع، خلوت فانوسی اختیار کنم غذای خویش ز جسم نزار خویش کنم
💡 همیشه تاکه حکیمی بخوان دانش بر غذای جان دهد از لقمه های لقمانی
💡 انتخاب غذای مناسب و سالم برای کودکان در دوران رشد، اهمیت بسیار زیادی در تکامل جسمی و سلامت مغزی آنها در آینده خواهد داشت.
💡 رستورانهای سنتی با ارائه انواع غذای محلی و اصیل، توانستهاند گردشگران خارجی را برای تجربه فرهنگ و طعمهای متفاوت ایران به سوی خود جذب کنند.
💡 مصرف بیش از حد غذای فرآوری شده و حاوی مواد نگهدارنده، میتواند منجر به بروز بیماریهای مزمن مانند دیابت و چاقی در جامعه شود.