غذای

فرهنگ فارسی

خوراک، خوردنی، خورش، آنچه خورده شود، مادهای که به نموجسم کمک کندوانرژی لازم برای بدن بوجودبیاورددرفارسی غذاتلفظمیشود

جمله سازی با غذای

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دهن خویش مکن باز به دریا صائب که غذای صدف از در ثمین می باشد

💡 نیست ممکن سر به جیب خامشی دزدم چو شمع تا نسازم پیکر خود را غذای سوختن

💡 بر شهد لب یارزدم دستی و چون شمع گردیدم غذایم سر انگشت مکیدن

💡 جانی که غذای اهل معنی ست زنهار به کون خر مده بیش

💡 چو شمع، خلوت فانوسی اختیار کنم غذای خویش ز جسم نزار خویش کنم

💡 همیشه تاکه حکیمی بخوان دانش بر غذای جان دهد از لقمه های لقمانی

چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز