علالا. [ ع َ ] ( اِ صوت ) بانگ و شور و غوغا. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ). علالوش. هیابانگ:
بجه از جو، سوی ما آ، که تماشاست در این سو
ستر اﷲ علینا، چه علالاست در این کو.مولوی.- علالای سگ؛ پارس کردن او. بانگ او:
زین همه بانگ و علالای سگان
هیچ واماند ز راهی کاروان ؟مولوی.|| تشنیع. || کنایه و حرف پهلودار. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ).
(عَ ) (اِصت. ) ۱ - بانگ و شور و غوغا، علالوش. ۲ - (کن. ) سخن پهلودار.
۱. بانگ، فریاد، شوروغوغا، هیاهو.
۲. صدای سگ، عوعو سگ: گفت از بانگ و علالای سگان / هیچ واگردد ز راهی کاروان؟ (مولوی: ۸۴۹ ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر افلاک نباشد به خدا باک نباشد دل غمناک نباشد مکن بانگ و علالا
💡 جز این بنگوییم وگر نیز بگوییم گویید خسیسان که محالست و علالا
💡 جز این بنگوییم، وگر نیز بگوییم گویند خسیسان که: « محالست و علالا »
💡 گاه بر مملکت عقل شبیخون میزد گاه تاراج دل و دین بعلالا میکرد
💡 سر پهلوی آن خم نه کوزه به بر خم به بجهی به سوی او جه ای مست علالایی
💡 بنوش از می بالا لب و ریش میالا شنو بانگ و علالا ز هر اختر و کیوان