فرهنگ معین
(عُ رَ ) [ ع. عذرة ] ۱ - (اِمص. ) بکارت، دوشیزگی. ۲ - (اِ. ) دستة موی، کاکُل.
(عُ رَ ) [ ع. عذرة ] ۱ - (اِمص. ) بکارت، دوشیزگی. ۲ - (اِ. ) دستة موی، کاکُل.
۱ - ( اسم ) بکارت دوشیزگی. ۲ - ( اسم ) دسته موی موی پیش سر کاکل
عذرة
بکارت، دوشیزگی.
دستة موی، کاکُل.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حرص کسب شرفم لب بثنای تو گشود وای اگر معذرتم عرض تو میبودی وای
💡 گرچه روی معذرت نگذاشت گستاخی مرا کرده گستاخی زبان عذرخواه آورده ام
💡 دل برده ای و قصد به جان می کنی هنوز روزی که عذرت از کنه ای ماه در گذشت
💡 راست چون بکری بود کو داده عذرت را ز دست آب شهوت می ببردش آبروی دختری
💡 به صدق صدیق آن شاه دین که بازآورد به راه معذرت اصحاب رده را به قتال