عثرت

لغت نامه دهخدا

عثرت. [ ع َ رَ ] ( ع اِ ) عثرة. خطا. گناه: چنان اقتضاء نمود که رعایت جانب قرابت و مواصلت را به اقالت عثرت عین فرض داند. ( جهانگشای جوینی ).
عثرة. [ ع َ رَ ] ( ع اِ ) عثرت. رجوع به عثرت شود. || شکوخه. ( منتهی الارب ).لغزش. || جهاد و جنگ. ( اقرب الموارد ). و منه لا تبدأهم بالعثرة. ( اقرب الموارد ). ج، عثرات.

فرهنگ معین

(عَ رَ ) [ ع. عثرة ] (اِمص. ) لغزش، خطا.

فرهنگ عمید

۱. لغزش، خطا.
۲. جنگ.

فرهنگ فارسی

لغزش، خطا، جنگ
۱ - ( اسم ) یک بار لغزش. ۲ - خطا زلت جمع عثرات.
عثره خطا گناه

ویکی واژه

لغزش، خطا.

جمله سازی با عثرت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فَإِنْ عُثِرَ این آیت باز در شأن آنست که پس از آن بر دست تمیم الداری و عدی جامی پدید آمد سیمین منقش بزر از جمله کالایی که بفروختند، و ورثه ابن ابی ماریه در آن افتادند. عرب گویند: عثرت علی کذا، ای اطلعت علیه، و وقفت علیه.

💡 و روی عنه: انه کان اذا عثرت دابته قال: اللهم لا طیر الا طیرک، و لا خیر الا خیرک، و لا اله غیرک و لا ملجأ و لا منجی منک الا الیک، و لا حول و لا قوة الا بک.

طلایی یعنی چه؟
طلایی یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز