عامل محافظ
مترادفها
ماده محافظ، نگهدارنده
متضادها
عامل مخرب
فرهنگستان زبان و ادب
{protective factor} [علوم سلامت] هر عامل یا مواجهه ای که وجود آن احتمال بروز رفتار مخاطره آمیز یا وقوع بیماری یا برآمدهای مشخص دیگری را کاهش می دهد متـ. محافظ
ویکی واژه
هر عامل یا مواجههای که وجود آن احتمال بروز رفتار مخاطرهآمیز یا وقوع بیماری یا برآمدهای مشخص دیگری را کاهش میدهد
جمله سازی با عامل محافظ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آژانس انجام کار خود را تحت نظارت قوه مقننه، قضایی و اجرایی از قدرت و همچنین از دارای مکانیسم کنترل اجتماعی و درونی، که باعث میشود آژانس مانند سرویسهای امنیتی و اطلاعاتی مدرن عامل محافظت از دموکراسی باشد.