( عامرة ) عامرة. [ م ِ رَ ] ( ع ص ) مؤنث عامر. آبادکننده. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ). || معمور. آباد. || به مجاز، انباشته و پر: به اندک زمانی آن مال بسیار را بخزانه عامره میرسانیم. ( حبیب السیر ج 3 ص 352 ). || مار. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به عوامرالبیوت و عامر شود.
(مِ رَ یا رِ ) [ ع. عامرة ] ۱ - (اِفا. ) مؤنث عامر. ۲ - (ص. ) معمور، آباد. ۳ - پر، انباشته.
= عامر
مونث عامر، آبادکننده، معمور، آبادوبرقرار
۱ - ( اسم ) مونث عامر. ۲ - ( صفت ) معمور آباد. ۳ - پر انباشته. یا خزانه عامره. خزانه معمور شاهی.
اسم: عامره (دختر) (عربی) (تلفظ: amereh) (فارسی: عامره) (انگلیسی: amereh)
معنی: مؤنث عامر، آباد کننده
عامره ( به عربی: العامرة ) یک شهرداری در الجزایر است که در استان عین الدفلی واقع شده است.
عامرة
مؤنث عامر.
معمور، آباد.
پر، انباشته.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زمین عامره را می شمر «فرادده فش » چنانکه «ویدهدده فش » خراب و بی اثر است
💡 بلی چندی قبل بر این که سیف الملوک میرزا، طلای مسکوک خزانه عامره را هشتاد کرور میگفت شاید که در خزانه خاطر آن فرزند باقی باشد، شایسته شأن و شوکت ما نیست که بگوییم نداریم و همچو حرفی بزبان بیاوریم، چرا که منعم هر نعمت و وهاب بی منت عم جوده و عز وجوده دست ما را بالاتر از هر دست، و هست ما را افزون تر از هر هست خواسته است.
💡 العامره (به عربی: العامرة) یک روستا در سوریه است که در ناحیه زیاره واقع شدهاست. العامره ۵۷۵ نفر جمعیت دارد.
💡 در قرن دوازدهم در حدود چهل تذکره (یادنامه) فارسی در شرح احوال شعرای پارسیگو در هند نوشته شد که به عنوان نمونه میتوان به تذکره خزانه عامره نوشته آزاد بلگرامی اشاره کرد.