ظروف

لغت نامه دهخدا

ظروف. [ ظُ ] ( ع اِ ) ج ِ ظَرف: و چندان نثارها و هدیه ها و ظروف و ستور آورده بودند که از حد و اندازه بگذشت. ( تاریخ بیهقی ).|| ( ص، اِ ) ج ِ ظریف. رجوع به ظریف شود.

فرهنگ معین

( ~. ) [ ع. ] (اِ. ) جِ ظرف، آوندها.
(ظُ ) [ ع. ] (ص. اِ. ) جِ ظریف.

فرهنگ عمید

= ظریف
= ظرف
* ظروف مرتبطه: (فیزیک ) ظروفی که توسط مجرایی به همدیگر متصل باشند به طوری که هرگاه در یکی از آن ها مایعی بریزند به ظرف های دیگر هم داخل شود و در همۀ آن ها به یک سطح افقی قرار گیرد.

فرهنگ فارسی

جمع ظرف
۱ - زیرک. ۲ - خوش طبع نکته سنج. ۳ - بذله گوی. ۴ - زیبا خوشگل جمع ظرفائ.
جمع ظرف: و چندان نثار ها و هدیه ها و ظروف و ستور آورده بودند که زحد و اندازه بگذشت. یا جمع: ظریف.

ویکی واژه

(جمع): ظرف و ظریف؛ آوندها.

جمله سازی با ظروف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 معانیی ز ظروف حروف افزون تر که گر از آن بچشد عقل هست برخیزد

💡 خرابات یقین فرقی ندارد ظرف و مظروفش می و مینا همان یک دانهٔ انگور می‌باشد

💡 اسیدهای چرب اشباع نشده در مقابل نور، حرارت و اکسیژن بسیار حساس هستند و در نتیجه باید در ظروف در بسته و در یخچال و همچنین دور از نور نگهداری شوند.

💡 چو شرط آمد که هر ظرفی بود از جنس مظروفش ضرورت آستینم تنگ و کوته بود چون دستم

💡 ظرف و مظروف خیال آینهٔ یکدگرند هرکجا از تو تهی نیست همان جای دل است

💡 گذر از خنب و آن سبو دریاب چون پراند آن ظروف از یک آب

رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز