فرهنگ اسم ها
اسم: طهماسپ (پسر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: tahmasp) (فارسی: طهماسپ) (انگلیسی: tahmasp)
معنی: دارنده اسب نیرومند، از شخصیتهای شاهنامه، نام پادشاه پیشدادی ایران، پدر
اسم: طهماسپ (پسر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: tahmasp) (فارسی: طهماسپ) (انگلیسی: tahmasp)
معنی: دارنده اسب نیرومند، از شخصیتهای شاهنامه، نام پادشاه پیشدادی ایران، پدر
طَهماسپ
(یا: تَهماسپ ) به معنی دارندۀ اسب تهم، در شاهنامۀ فردوسی، پدر زو، پادشاه ایران، که پس از مرگ نوذر به پادشاهی ایران رسید.
تهماسپ
~ نام یکی از پادشاهان دوره صفوی. شاه تهماسپ
~ از ترکیب دو کلمه طهم-آسپ (طعم-آسپ) شکل گرفته و مانند تهمورث ممکن است با آشپز یا کسی که طعام میآفریند هم معنی باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بیامد دمان پیش طهماسپ زود چنین گفت با شاه لهراسپ زود
💡 سر ترک طهماسپ آمد به خاک دو شد گر یکی بود طهماسپ پاک
💡 فرامرز چون دید بر گرد بور به نزدیک طهماسپ آمد ز دور
💡 مرا نام در جنگ طهماسپ دان برادر مرا شاه ارجاسپ دان
💡 ندیدند جز پور طهماسپ زو که زور کیان داشت و فرهنگگو
💡 چو زآن گونه آن گرد لهراسپ دید سر رایت گرد طهماسپ دید