طمعکار

لغت نامه دهخدا

طمعکار. [ طَ م َ ] ( ص مرکب ) طامع. طماع. حریص:
پیش راه حرص پیری چوب نتواند گذاشت
بیشتر دست طمعکار از عصا گردد بلند.صائب.- امثال:
طمعکار رنگش زرد است.

فرهنگ عمید

طماع، حریص.

فرهنگ فارسی

( صفت ) طماع حریص.

جمله سازی با طمعکار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اشراف طمعکار اگر بگذارند با کثرت فقر بی نیازیم همه

💡 زخواری و مذلت نیست پرواکامجویان را که چندین عیب بر خود از طمعکاری گدا بندد

💡 گردد از چین جبین حرص طمعکاران زیاد پیچ و تاب تشنه را موج سراب افزون کند

💡 نمی شود ز مگس خیرگی به راندن دور ز منع، حرص طمعکار می شود افزون

💡 برگی است خزان دیده که از ثمرش نیست دستی که طمعکار بدآموز طلب کرد

💡 پیش راه حرص، پیری چوب نتواند گذاشت بیشتر دست طمعکار از عصا گردد بلند

خر سیاه یعنی چه؟
خر سیاه یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز