ضربتی
مترادفها
تند، سریع، ناگهانی
فرهنگ معین
( ~. ) [ ع - فا. ] (ص نسب. ) با فوریت و شدت.
ویکی واژه
با فوریت و شدت.
جمله سازی با ضربتی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چاشنی کردم من از هر شربتی هیچ مرهم زو نبد بیضربتی
💡 عاقبت چون ضربتی خورد از قدر شد دل و جانش همه زیر و زبر
💡 فریاد دف هر آینه از ضربتی بود عیبش مکن که ناله ی نی بر مجاز نیست
💡 هر که دید از قوم کوفی فرصتی زد به جسم نازنینش ضربتی
💡 ز ضربتی که ز شمشیر او به هند رسید کمر شکسته دمد نیشکر ز هندستان
💡 زان ضربتیکه بر سر مرحب زدی هنوز آواز مرحباست که خیزد ز هر دیار
💡 در مدیریت بحران، اتخاذ تصمیمات ضربتی و سریع برای جلوگیری از گسترش آسیبهای احتمالی به جامعه و زیرساختهای حیاتی کشور بسیار ضروری و الزامی است.
💡 برخی تحلیلگران معتقدند که تغییرات ضربتی در بازار ارز میتواند منجر به بیثباتی شدید در اقتصاد کلان و کاهش قدرت خرید مردم در میانمدت شود.
💡 او با یک حرکت ضربتی و هوشمندانه توانست در میانه رقابتهای سنگین، جایگاه خود را در تیم اصلی و در صدر جدول امتیازات تثبیت کند.