فرهنگ معین
( ~. گُ تَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) اهمال کردن.
( ~. گُ تَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) اهمال کردن.
( مصدر ) فروگذاشتن اهمال کردن.
اهمال کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آن است که از منفعت گرفتن و منفعت رسانیدن بازماند. اما منفعت گرفتن کسب بود که بیمخالطت راست نیاید و هرکه عیال دارد و به کسب مشغول نشود و عزلت گیرد نشاید که ضایع گذاشتن عیال از کبایر بود و اگر قدر کفایت دارد یا عیال ندارد، عزلت اولیتر.