ضافی

لغت نامه دهخدا

ضافی. ( ع ص ) تمام. و یقال: ضافی الفضل علی قومه. ( مهذب الاسماء ). فراخ عیش و تمام نعمت. || ثوب ٌ ضاف؛ جامه کامل و تمام. ( منتهی الارب ). || رجل ٌ ضافی الرأس؛ مرد بسیارموی. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) صفت ) کامل تمام.
تمام فراخ عیش و تمام نعمت یا ثوب ضاف جامه کامل و تمام یا رجل ضافی الراس مرد بسیار موی

ویکی واژه

کامل، تمام.

جمله سازی با ضافی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز رحمانی نفس بشنو تو نیکو اضافی است و وحدانی وجود او

💡 اما نبود وصف اضافی هنر ذات این فتوی همت بود ارباب همم را

💡 در طی بازداشت، آنها باید جداگانه از بزرگسالان نگهداری شوند، مگر اینکه با والدین و اعضای خانواده خود باشند. غذای اضافی باید با توجه به نیازهای فیزیولوژیکی آن‌ها داده شود.

💡 چو آب و گل شود یکباره صافی رسد از حق بدو روح اضافی

💡 آزادم از بهشت اضافی و فارغم از هر که دل فریفته گردد بدین غرور

سکس کردن یعنی چه؟
سکس کردن یعنی چه؟
پوسی یعنی چه؟
پوسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز