ضاری

لغت نامه دهخدا

ضاری. ( ع ص ) در پی صید دونده ( سگ ومانند آن ). سگ بچه دوان. ( منتهی الارب ). سگ شکاری. ( مهذب الاسماء ): هنگام کار در غلبه و اقتحام سباع ضاری اندر شکار. ( جهانگشای جوینی ). ج، ضواری: کلب ٌ ضار؛ سگ حریص بشکار و سگ در پی صید رونده. || خون روان. ( منتهی الارب ). || سقاءٌ ضار باللبن؛ خیک نیکوکننده شیر. || عرق ٌ ضار؛ رگ که خون آن منقطع نشود. ( منتهی الارب ).

فرهنگ معین

[ ع. ] (اِ. ) ۱ - سگ شکاری. ۲ - خون روان.
[ ع. ] (اِفا. ) ضرررساننده، زیاندار.

فرهنگ عمید

۱. حیوان شکاری و درنده و گوشت خوار، مانند شیر، ببر، و گرگ.
۲. سگ حریص به شکار.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ضرر رساننده زیاندار.
سگ شکاری در پی صید دونده سگ بچه دوان هنگام کار در غلبه واقتحام سباع ضاری اندر شکار جمع ضواری کلب ضار سگ حریص بشکار وسگ در پی صید رونده یا خون روان یاسقا ضار باللین خیک نیکو کننده شیر یا عرق ضار رگ که خون آ ن منقطع نشود

ویکی واژه

ضرررساننده، زیاندار.
سگ شکا
خون روان.

جمله سازی با ضاری

💡 بر من ز فرت ارجو آن عز و ناز باشد کز فر میر ماضی، بوده‌ست بر غضاری

💡 حضاری پدید آمد از دور گفتی سپهریست رسته ز پولاد و مرمر

💡 کو غضاری که همیکفت بمن فخر کند هر که او بر سر یک بیتم بنویسد قال

💡 لابد بودش عمری، افزون ز همه شاهان از اول و از آخر، از نافع و از ضاری

💡 فزنا بمطایاکم جدنا بعطایاکم من اسعد یلقاکم لا یلدغه ضاری

بی عرزه یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز