ضاجع

لغت نامه دهخدا

ضاجع. [ ج ِ ] ( اِخ ) رودباری است در پائین حره بنی سلیم. ( منتهی الارب ) ( معجم البلدان ). || موضعی است. ( منتهی الارب ).
ضاجع. [ ج ِ ] ( ع ص، اِ ) جای خم وادی. ج، ضواجع. || گول. ( منتهی الارب ). نادان. ( منتخب اللغات ). || ستاره مایل بغروب. ( منتهی الارب ) ( منتخب اللغات ). || مرد بر پهلو خوابیده. || کاهل بسیار خسبنده و ملازم خانه و مقیم در آن بجهت عجز یا بزرگی. ( منتهی الارب ). ج، ضواجع.

فرهنگ معین

(جِ ) [ ع. ] (اِفا. )۱ - مرد بر پهلو خوابیده. ۲ - کاهل بسیار خسبنده. ج. ضواجع.

ویکی واژه

مرد بر پهلو خوابیده.
کاهل بسیار خسبنده.
ضواج

جمله سازی با ضاجع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وَ إِنِ امْرَأَةٌ خافَتْ ای علمت و رأت، مِنْ بَعْلِها نُشُوزاً یعنی: یبغضها و یترک مضاجعتها و مباشرتها، و یعرض بوجهه عنها، و یقلّ مجالستها و محادثتها.

💡 مَنْ کَفَرَ فَعَلَیْهِ کُفْرُهُ. ای و بال کفره وَ مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِأَنْفُسِهِمْ یَمْهَدُونَ، ای یوطّئون لانفسهم منازلهم فی الآخرة لیسلموا من عقاب ربّهم. و قیل یسوّون المضاجع فی القبور علی ما یؤمنون به من عذاب اللَّه فیها. و اصل المهد اصلاح المضجع للصّبیّ ثم استعیر لغیره.

💡 مضاجع پدرانت غریق باد به رحمت که چون تو عاقل و هشیار پرورند بنین را

💡 وجه دهم امر است بمعنی وحی، کقوله فی سورة المضاجع: «یُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّماءِ إِلَی الْأَرْضِ» یعنی ینزّل الوحی من السّماء الی الارض، و فی الطلاق: «یَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَیْنَهُنَّ» ای الوحی.

💡 لقوله صلّی اللَّه علیه و سلّم: «مرّوهم بالصّلاة اذا بلغوا سبعا و اضربوهم علیها اذا بلغوا عشرا و فرّقوا بینهم فی المضاجع»

💡 پانزدهمین آیه این سوره آیه سجده واجب دارد. این سوره مشهور به مکی بودن است اما برخی آیات ۱۸ تا ۲۰ را مدنی می‌دانند، گرچه سیاق این آیات نشاندهندهٔ مدنی بودن آنان نیست. این سوره الم تنزیل و مضاجع (به خاطر آیهٔ ۱۶ آن) نامیده شده‌است.