لغت نامه دهخدا
صلاح کردن. [ ص َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) مشورت کردن. رای زدن. تدبیر کردن: اکنون بازگرد تا من با وزیران خود صلاح کنم. ( قصص الانبیاء ). رجوع به صلاح شود.
صلاح کردن. [ ص َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) مشورت کردن. رای زدن. تدبیر کردن: اکنون بازگرد تا من با وزیران خود صلاح کنم. ( قصص الانبیاء ). رجوع به صلاح شود.
( ~. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) هم فکری کردن، مشورت کردن.
( مصدر ) مشورت کردن رای زدن.
هم فکری کردن، مشورت کردن.
💡 ترانزیستورهای تک مولکولی اساساً با ترانزیستورهای معمولی متفاوت هستند. دروازه یک ترانزیستور مرسوم رسانایی بین منبع و الکترود را با کنترل کردن چگالی بار بین آنها ارزیابی میکند درحالی که دروازه در ترانزیستورهای تک مولکولی احتمال پرش به یا از مولکول یک الکترون توسط اصلاح کردن انرژی اربیتالها کنترل میکند. یکی از تأثیرات این تفاوت این است که ترانزیستور تک مولکولی به صورت دوتایی است: یا روشن است یا خاموش. این دقیقاً در مخالفت با ترانزیستورهای معمولی است.