صف آرایی
مترادفها
صفبندی، آرایش گرفتن
فرهنگ معین
( صف آرایی ) ( ~. ) [ ع - فا. ] (حامص. )۱ - تشکیل صف سربازان برای مبارزه. ۲ - دسته بندی.
فرهنگ فارسی
( صف آرایی ) ۱ - تشکیل صف سربازان برای مبارزه. ۲ - دسته بندی: صف آرایی وکلای موافق و مخالف دولت در مجلس.
ویکی واژه
تشکیل صف سربازان برای مبارزه.
دسته بندی.
جمله سازی با صف آرایی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 برخاسته اشکم به صف آرایی مژگان در بزم تو تکلیف نشستن نتوان کرد
💡 عشق، خورشید و جهان شبنم بی بنیاد است از صف آرایی شبنم چه خطر دارد عشق؟
💡 داده فرمان به مهابت که صف آرایی کن خون که بی حکم تو در پوست بجنبد هدرست
💡 به صف آرایی خود محشر ازان می نازد که ندیده است صف آرایی مژگانی را
💡 صف ترکان ختایی همه آراسته شد تا صف آرایی آن صف زده مژگان چه کند
💡 عشق چون شعله کشد اشک دمادم چه کند؟ پیش خورشید صف آرایی شبنم چه کند؟
💡 ارتش برای مقابله با تهدیدات مرزی جدید، شروع به صف آرایی گسترده در مناطق استراتژیک کرد تا از امنیت کامل مرزهای کشور اطمینان حاصل نماید.
💡 در جریان تظاهرات بزرگ، معترضان با دقت و نظم بسیار زیادی برای صف آرایی در خیابانهای اصلی شهر، تلاش داشتند صدای خود را به گوش مسئولان برسانند.
💡 تیمهای امدادی پس از وقوع زلزله بزرگ، با سرعت عمل بالا در مناطق آسیبدیده شروع به صف آرایی کردند تا عملیات نجات قربانیان را آغاز کنند.