صدمت. [ ص َ م َ ] ( ع اِ ) آسیب. ( دهار ). آزار:
اگر طاقت نداری صدمت پیل
چرا باید که بر موران نهی پای.سعدی.|| ضرب. کوب: بصدمتی که اگر کوه آهنین بودی از جای برکندی. ( گلستان ). رجوع به صدمة شود.
صدمة. [ ص َ م َ ] ( ع اِ ) مصیبت. ( منتهی الارب ). و فی الحدیث: الصبر عند الصدمة الاولی؛ ای الصبر یحمد عند اول الرزیة. ( منتهی الارب ). || آسیب. گزند:
آسودگی مجوی که از صدمه اجل
کس را نداده اند برات مسلمی.؟رجوع به صدمت شود. || ( اِمص ) برکندگی. ( منتهی الارب ). آزردگی. || ( مص ) سخت زدن. ( مقدمه لغت میرسید شریف ). رجوع به صدمت شود. || یکبار راندن. ( منتهی الارب ). || یک نوبت کوفتن دو چیز با هم. ( غیاث اللغات ). || آسیب رساندن. ( غیاث اللغات ). رجوع به صدمت شود.
(صَ مَ ) [ ع. صدمة ] ۱ - (مص م. ) کوفتن، کوفتن دو چیز به هم. ۲ - (اِمص. ) کوفتگی، آسیب. ۳ - (اِ. ) آزار، مصیبت.
۱ - ( مصدر ) کوفتن ضرب زدن. ۲ - ( اسم ) کوب ضرب. ۳ - ( اسم ) آسیب آزار. ۴ - مصیبت جمع: صدمات.
صدمة
کوفتن، کوفتن دو چیز به هم.
کوفتگی، آسیب.
آزار، مصیبت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کمانآسا شد این قد چو تیرم ز بس کز صدمت دهرم رسد کوب
💡 هنگام کین چو نیزه برافرازد از کتف مریخ را خطر بود از صدمت سنان
💡 هر کس که یافت صدمت سحر بیان من چون سامریش ناله بجز لامساس نیست
💡 نی نی، که از جفای فلک خاطرم برفت خاطر چگونه ماند با صدمت جفا ؟
💡 بتاز صدمت ایام در شکست مباش بلند قدری اندر مضیق پست مباش
💡 به نفخ صور که گردون کند ز صدمت او سپید مهرۀ خورشید را سیاه شعار