صدا کردن

لغت نامه دهخدا

صدا کردن. [ ص َ / ص ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول عوام آواز دادن. || خواندن. دعوت کردن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - آواز دادن آوازی از شیئی بیرون آمدن. ۲ - کسی را به نام خواندن و احضار کردن: حسن را صدا کرد و گفت....

ویکی واژه

صدا زدن
کسی را با صدا متوجه خود نمودن، یا کاری با کسی داشتن.

جمله سازی با صدا کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یا کمتر از آن متوقف می‌شود. در این روند، صدا کردن تابع

💡 چو نیست قوّت انشا، چه حیلتست مرا بجزا عادت لفظ تو چون صدا کردن؟

💡 گداز یأس در بارم مکن تکلیف اظهارم شنیدم سرمه است و سرمه نتواند صدا کردن

عزیز دل یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز