فرهنگ معین
(صَ ) (ص مر. ) پاره پاره.
(صَ ) (ص مر. ) پاره پاره.
( صفت ) صد پاره پاره پاره.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بی برگ طرب کرد مرا قامت پیری خمگشتن این نخل به صد شاخ تبر زد
💡 صد شاخ خوش از غیب گل افشان بر تو بر شاخ رضا چه میزنی تو تیشه
💡 ترک سودای سر زلف سیاهت نکنم گر به صد شاخ کنی همچو سر شانه مرا
💡 صد شاخ گل دمید و ورق کرد زرد و ریخت نخل قد تو فتنه عالم بود هنوز
💡 دل به صد شاخ است در بستان صنوبر را چو من گوییا دلداده سرو قد دلجوی توست
💡 صد شاخ گل تازه نشاندم به هوایت بازآ که یکی زان همه ننشست به جایت