لغت نامه دهخدا
صباء. [ ص َ ] ( ع مص ) میل کردن به جوانی و کودکی و نادانی و بازی. ( منتهی الارب ).
صباء. [ ص َ ] ( ع مص ) میل کردن به جوانی و کودکی و نادانی و بازی. ( منتهی الارب ).
(صَ ) [ ع. ] ۱ - (مص ل. ) میل کردن به کودکی و کارهای کودکی. ۲ - (اِمص. ) کودکی.
میل کردن به کودکی و کارهای کودکی.
کودکی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روزی عظیم دلتنگ شده بود، روی مبارک بر خاک نهاده گفت: پادشاها بحقّ آن نسیم صباء دولت معرفت که بهر وقت سحرگاهی بر درگاه دل دوستان گذر کند، که یک بار دیگر صحرای سینه محمد را بآن نسیم وحی پاک خوش گردانی. آن ساعت زلزله در ملکوت اعلی افتاد. هفت اطباق زمین در جنبش آمده، خلق دریاها خون از دیدگان گشاده، صحابه صدق چون صورت او در قهر آن عتاب دیدند هر یکی ماتمی گرفته. عائشه صدّیقه میگوید که: رسول خدا (ص) در آن تلهّف و تشوّق و تعطّش بود که همی ناگاه آثار وحی در طلعت مبارک سیّد قاب قوسین پیدا آمد.