صاحب وقت
متضادها
بیصاحب
فرهنگ معین
( ~. وَ قú ) [ ازع. ] (ص. ) عارف.
فرهنگ فارسی
( صفت ) مردی بزرگ که در عهد و زمان بوجود او متبرک است صاحب زمان.
ویکی واژه
عارف.
جمله سازی با صاحب وقت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هزار جنس مرادم به وقت در گرو است دمی که صاحب وقتی دهد سراغ کجاست؟
💡 یک نفس بیش ندارد چه کند صاحب وقت هر چه دیگر همه حشوست و خیال آبادست
💡 شنو از صاحب وقت و زمان حال تحقق باشد آن بر جمع افضال
💡 نسیه کارِ مردِ صاحب وقت نیست هر که از خود برشکست از بت پرست
💡 بر او صاحب وقت آن زمان است که بر وقت خودش حکمی روانست
💡 در مکاتب عرفانی و صوفیه، معتقدند که هر زمان که نیاز به هدایت معنوی باشد، خداوند حتماً یک صاحب وقت برای راهنمایی سالکان قرار میدهد.
💡 برخی از پیروان مکاتب باطنی بر این باورند که برای رسیدن به کمال، باید در جستجوی یافتن یک صاحب وقت باشند که راه را نشان دهند.
💡 مفهوم صاحب وقت در ادبیات کلاسیک فارسی به معنای شخصیتی است که از فیض الهی برخوردار بوده و میتواند دیگران را به سوی حق هدایت کند.