صاحب حالت

لغت نامه دهخدا

صاحب حالت. [ ح ِ ل َ ] ( ص مرکب ) دارای جذبه و شور. آنکه حرارتی و عشقی دارد:
که صاحب حالتان یکباره مردند
ز بی سوزی همه چون یخ فسردند.نظامی.

فرهنگ معین

( ~. لَ ) [ ازع. ] (ص مر. )کسی که شور و شوق و عشقی دارد.

فرهنگ عمید

کسی که شوروشوق و عشق و هیجان دارد.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - آن که عشقی و حرارتی دارد. ۲ - دارای جذبه و شور و شوق.

ویکی واژه

کسی که شور و شوق و عشقی دارد.

جمله سازی با صاحب حالت

💡 و گفت: عارف لازم یک حال نبود که از عالم غیب هر ساعتی حالتی دیگر بر او می‌آید تا لاجرم صاحب حالات بود نه صاحب حالت.

💡 که صاحب حالتان یک‌باره مردند ز بی‌سوزی همه چون یخ فسردند

💡 بانگی عجب از آسمان در می‌رسد هر ساعتی می‌نشنود آن بانگ را الا که صاحب حالتی

💡 صاحب حالت شدن حلهٔ تن سوختن خارج عادت شدن عدهٔ غم داشتن