لغت نامه دهخدا
( شیارة ) شیارة. [ رَ ] ( ع مص ) شیار. به معنی انگبین چیدن از خانه زنبور عسل. شَور. مَشار. مَشارة. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). رجوع به مصادر مذکور شود.
( شیارة ) شیارة. [ رَ ] ( ع مص ) شیار. به معنی انگبین چیدن از خانه زنبور عسل. شَور. مَشار. مَشارة. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). رجوع به مصادر مذکور شود.
شیار بمعنی انگبین چیدن از خانه زنبور عسل.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رودهایی که درون موزل، راین و موز تخلیه میشوند، شیارهای عمیقی در آیفل پدیدآوردهاند و درههای بزرگی را شکل دادهاند.
💡 ساقی به یک کرشمه مستانه در ازل بربود عقل و دین و دل هوشیارها
💡 محفظه استوانه ای شکل نگهدارنده پیچ میباشد. انتقال حرارت به مواد بیشتر از طریق سیلندر صورت میگیرد و ایجاد جریان درگ با استفاده از آن میسر میگردد. در بعضی از موارد بر روی سیلندر نیز شیارهایی به عنوان کانال انتقال مذاب تعبیه میشود.
💡 غافل مشو صغیر ز درها که سفته اند از بهر هوشیاری ما هوشیارها
💡 برخی اتاقهای تمیز دارای فشار مثبت هوا هستند و در این موارد در صورت وجود هرگونه درز و شیار در محیط اتاق تمیز به هوای بیرون، هوا از محیط اتاق تمیز خارج میشود و با این فشار مثبت هوا، از ورود هوای بیرون از این شیارها به داخل اتاق پیشگیری صورت میگیرد.