شیادی

لغت نامه دهخدا

شیادی. [ ش َی ْ یا ] ( حامص ) از لغات مولده. مکاری و چاپلوسی. ( ناظم الاطباء ). چاپلوسی. || عمل و حالت شیاد. حیله گری. مکاری. ( فرهنگ فارسی معین ). حیله بازی و شید وزرق و سالوسی. ( ناظم الاطباء ). شارلاتانی. ( یادداشت مؤلف ). || ریاکاری. ( فرهنگ فارسی معین ).

جمله سازی با شیادی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زاهدا امروز منع باده‌خواران گو مکن بزم شیادی میارا تار زراقی متن

💡 نه شمع انجمنی تا که روشنی بخشد نه شاهدی که غم از دل برد بشیادی

💡 نکرده چاره مکر تو هیچ مکاری نبرده پنجهٔ شید تو هیچ شیادی

💡 عیاری و طرّاری و سحّاری و مکّار صیادی و شیادی و محتالی و فتان

💡 هر آنگش ساده تر دانی چنان...گی داند که مفتی راه شیادی وصوفی رسم طراری

💡 زلف چون دزد ستم دیده زشیادی چند لب چو جادوگر مغلوب زنقادی چند

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
ساده‌دل یعنی چه؟
ساده‌دل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز