شوکه

لغت نامه دهخدا

شوکه. [ ک َ / ک ِ ] ( اِ ) ناوچه آهنی باشد که زر و سیم گداخته را در آن ریزند تا شوشه شود. ( برهان ) ( جهانگیری ) ( از ناظم الاطباء ):
بجنبانم عَلَم چندان در آن دو گنبد سیمین
که سیماب از سر حمدان فروریزد در آن شوکه.عسجدی.

فرهنگ معین

(شُ کِّ ) [ فر. ] (ص. ) دچار شوک شده.

فرهنگ عمید

ناوچۀ آهنی که سیم و زر گداخته را در آن می ریزند تا شمش شود.
خار.
ویژگی کسی که دچار شوک شده.
* شوکه شدن: (مصدر لازم ) [عامیانه] دچار شوک شدن.

فرهنگ فارسی

( اسم ) واحد شوک یکی خار. یا شوکه بیضائ. ۱ - باد آورد. ۲ - کنگر خر.
ناوچه آهنی باشد که زر و سیم گداخته را در آن ریزند تا شوشه شود.

دانشنامه عمومی

شوکه (راس الخیمه). شوکه یک منطقهٔ مسکونی در امارات متحده عربی است که در امارت رأس الخیمه واقع شده است. شوکه ۴۲۱ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.

ویکی واژه

دچار شوک شده.

جمله سازی با شوکه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سالهای آخر عمر او با تراژدی همراه بود و در گوشه‌نشینی سپری شد. مرگ مادرش و مشکلاتی که با همسرش داشت، باعث شد پسرش خودکشی کند و شوکه شدیدتری به ادموندو وارد شد.

💡 عیش خواهی صید آفت شوکه مانند هلال چرخ ابرومی‌کند برچشم ساغرتیغ را

💡 در ۳۰ مه ۱۹۹۴ خبر دردناک و شوکه‌کننده منتشر شد، درست ۱۰ سال پس از فینال جام باشگاه‌های اروپا ۱۹۸۴، زمانی که دی بارتولومی و رم برابر لیورپول شکست خوردند.

💡 گدای پیر مغان راز خسروی چه تفاخر که ملک و شوکت شانس بدیده شوکه نشانست

💡 دیگر حرم مکّه: وَ مَنْ دَخَلَهُ کانَ آمِناً. سه دیگر گفتار اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم. آهوی دشتی و مرغ هوایی که سایه حرم بر فرق وی افتاد از خصمان ایمن گشت، قال النّبیّ (ص): «مکة حرام بتحریم اللَّه، لا یختلی خلاها و لا یعضد شوکها و لا ینفّر صیدها».

💡 «اذْهَبْ إِلی‌ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغی‌» (۲۴) بفرعون شوکه او بس شوخ و بی‌راه و ناپاکست.