شوخ و شنگ

مترادف‌ها

بازیگوش، شاد، شنگ، پرجنب‌وجوش

متضادها

جدی، عبوس، غمگین

فرهنگ معین

(خُ شَ ) (ص مر. ) دارای حالت و رفتاری همراه با شادی و شادابی که موجب شادابی بیننده شود.

ویکی واژه

دارای حالت و رفتاری همراه با شادی و شادابی که موجب شادابی بیننده شود.

جمله سازی با شوخ و شنگ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 فتاد تا دلم آن مست شوخ و شنگ شکست به شیشه خانهٔ رنگم هزار رنگ شکست

💡 بر قد خوبان نظر هر چند اهلی میکند کس ندارد اعتدال قد شوخ و شنگ تو

💡 جنگی چنین که رستم ازو خار میخورد با قد همچو شاخ گلی شوخ و شنگ کرد

💡 گو نام خود ز دفتر اهل نظر بشوی آن را که چشم بر صنمی شوخ و شنگ نیست

💡 آن نگار پیک باشد دلربای شوخ و شنگ خانه خود بردم و با او نمودم ضرب رنگ

💡 گلدسته نیست شاخ گیاهی است پیش تو این نخل گل که طبع من آراست شوخ و شنگ

💡 او با آن شخصیت بسیار شوخ و شنگ خود، توانست به سرعت با تمام اعضای جدید گروه آشنا شود و فضای صمیمانه و گرمی را در محیط کار ایجاد کند.

💡 کودک کوچک با آن رفتارهای شوخ و شنگ و لبخندهای بی‌دلیلی که بر لبان داشت، توانست خستگی تمام اعضای خانواده را پس از یک روز کاری طولانی برطرف کند.

💡 معلمی که برخورد شوخ و شنگ و صمیمی با دانش‌آموزان داشت، توانست محیط کلاس را از فضای خشک و رسمی خارج کرده و یادگیری را برای آن‌ها لذت‌بخش کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران