شواهق

لغت نامه دهخدا

شواهق. [ ش َ هَِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ شاهق.( دهار ) ( یادداشت مؤلف ). || ج ِ شاهقة. بلندها و بلندی ها و این جمع شاهقة است که مأخوذ از شُهوق باشد و شُهوق به ضمتین بمعنی بلند شدن است. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). و رجوع به شاهق و شاهقة شود.

فرهنگ معین

(شَ هِ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ شاهقه، بلندی ها.

فرهنگ عمید

= شاهقه

فرهنگ فارسی

جمع شاهقه
( صفت اسم ) جمع شاهقه بلندیها.

ویکی واژه

جِ شاهقه؛ بلندی‌ها.

جمله سازی با شواهق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و آن صناعت نیکو آموخته بود و بر شواهق نیکو رفتی و از مضایق نیکو بیرون آمدی.

💡 نه بر شواهق او پرگشوده مرغ خیال نه در صحاری او پا نهاده پیک‌گمان

💡 ز منصور مخذول چندان بلا دید لقد کاد تنهدّ منه الشواهق

💡 کس‌شنیدستی‌چو من‌در سردفصل مهرگان بر شواهق خواجگه با پیکر عریان‌ کند

💡 در وادی مقدّس شرع محمّدی از علم او بحور و زحلمش شواهقست

المیسر یعنی چه؟
المیسر یعنی چه؟
غندجان یعنی چه؟
غندجان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز