شناختنی
مترادفها
قابل شناسایی، معلوم، آشکار
متضادها
ناشناختنی، مجهول، نامعلوم
لغت نامه دهخدا
شناختنی. [ ش ِ ت َ ] ( ص لیاقت ) لایق شناختن. درخور شناسایی.
فرهنگ فارسی
لایق و شناختن در خور شناسایی
جمله سازی با شناختنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نشناخت کسی راز غم عشق و جز این راز در علم طلب نکته آشناختنی نیست
💡 پس گوئیم که عالم علوی روحانی شناختنی است و دانستنی نیست. و عالم جسمانی دانستنی است، و آفریدگار عالم از حصار شناختن و دانستن بیرون است، تعالی الله عن ذلک علواً کبیراً.